بانک‌‌ها آبخوری‌های خنک و رایگان

بدست شهریار قصه گو

دوران مدرسه راهنمایی که به پاپان رسید دامنه آزادی من نیز گسترش یافت. اگر تا آن دوران در محدوده «شهرک اکباتان» تردد می‌کردم، حالا مجبور بودم برای رفتن به مدرسه دو یا سه کورس سوار اتوبوس یا می‌نی‌بوس بشوم. یکی از اولین روزهایی که از این آزادی استفاده کردم، روزی بود که برای دادن آزمون ورودی «دبیرستان مفید» با دوستم «شاهین» که او هم اکباتان زندگی می‌کرد رفته بودم. دبیرستان مفید به داشتن جو سنگین مذهبی و فضای نزدیک به حکومت معروف بود، اما به داشتن معلمان خوب و سیستم آموزشی موفق نیز شهرت داشت. خانواده من نیز اگر چه مایل نبودند من در مفید درس بخوانم، اما به عنوان گزینه سوم یا چهارم مرا آن جا نیز ثبت‌نام کرده بودند که دست‌کم آزمون را بدهم و حق انتخاب داشته باشیم.

آزمون در یک روز گرم تابستانی انجام شد و تا نزدیکی‌های ظهر هم طول کشید. در طول آزمون که چندین ساعت هم طول کشید چندان پذیرایی‌ شایسته‌ای از ما نشد. این بود که وقتی از جلسه بیرون آمدیم به شدت تشنه و گرسنه بودیم. به خصوص تشنگی که داشت از پا درمان می‌آورد. روبه‌روی همان مدرسه مفید مردی بود که پارکینگ خانه‌اش را باز کرده بود و نوشابه می‌فروخت. نوشابه‌هایش هم از بس سرد بودند تقریبا به حالت یخ درآمده بودند. چند تا از آن نوشابه‌ها را خوردیم که الحق و الانصاف خنک بودند و به سمت خانه راه افتادیم. همانطور که گفتم من با دوستم شاهین با هم بودیم.

نمی‌دانم چطور شد که تصمیم گرفتیم تا خانه پیاده برویم. قرارمان هم این بود که هر جا به یک شعبه بانک رسیدیم آب بخوریم. شاهین اعتقاد داشت شعبه‌های بانک همیشه آب‌سرد کن دارند و بهترین جا برای نوشیدن آب سرد در تابستان‌های گرم تهران شعبه‌های بانک می‌باشد. درست می‌گفت. همان‌روز این موضوع به من ثابت شد! خوشحال و خرامان مسیر خیابان آزادی را به سمت میدان آزادی و اکباتان طی می‌کردیم و در شعبه‌های بانک آب خنک می‌نوشیدیم! روزی به یاد ماندنی‌ شد و به طرز عجیبی خاطره خوبی از آن در ذهنم مانده است.

تا مدت‌ها شعبه‌های بانک برای من سرچشمه آب خنک در تابستان بودند. بعدها بود که فهمیدم بانک‌ها احتمالا کاربردهای دیگری هم دارند!

Advertisements